سالهاست که برنامه «ماه عسل» از تلویزیون پخش میشود. یکی از بیشترین نقدهایی که به این برنامه وارد شده این است که فقط میخواهد فقر را نشان دهد. من فکر میکنم آقای احسان علیخانی نیتش این بوده که از کار خانم اپرا وینفری تقلید کند. چون برنامه اپرا موفق بود او هم میخواهد همان مسیر را برود.
منصفانه که نگاه کنیم بعضی از برنامههای ماه عسل در این سالها خوب بودند. مثلا چند شب قبل کارآفرینی در برنامه حضور پیدا کرده بود که فقط آدمهای بزهکار و دارای سوء سابقه را استخدام میکرد. به نظر من نشان دادن چنین چیزهایی به مردم بد نیست. اما بعضی از سوژههای برنامه هم خیلی بازاری و نخ نما هستند. مثلا همین برنامه اول امسال هم شدیدا نقد شد و در مورد پسری بود که به خاطر دختر مورد علاقه اش خودش را از بالا پرت کرده بود پایین. نشان دادن کارهای احمقانه مثل این جنبه بدآموزی هم دارد.
اینکه میگویند برنامه فقط مشکلات را نشان میدهد نقد خوبی نیست.به هر حال مردم مشکلات زیادی دارند و جایی باید آنها را نشان داد تا راهی برای حلشان پیدا شود. همه مردم در دنیای واقعی خوشحال و خندان نیستند. کار کسی که در عرصه رسانه کار میکند این است که بیاید و مشکلات را بگوید یا فرهنگ یک کار خوب را جا بیندازد.
تا اینجا خیلی هم خوب است اما این برنامه مشکلاتی دارد. مشکل اصلی برنامه تا حدی مربوط به غیرحرفهای بودن و آماتور بودن این مجری است. علیخانی دلش میخواهد اپرا باشد ولی نمیتواند. میخواهد دکتر فیل باشد، ولی نمیتواند زیرا تخصص این کار را ندارد. ایشان به عنوان یک شومن خوب است. ولی کار را تا یک حدی بلد است. یک قسمت هایی از کار یک مجری موفق را نمیداند چون اطلاعاتش کافی نیست؛ در نتیجه برخی برنامه هایش بد از آب درمی آید.
این برنامه برای جذب مخاطب جدید و حفظ طرفدارهای فعلی لازم است دنبال کار کارشناسی برود. ضعف برنامه این است که کار کارشناسی نمیشود. یک فرد یکدفعه تصمیم میگیرد کاری را انجام دهد و نتیجه میشود این انتقادها. مسئولان برنامه گفتهاند که از کارشناسان برای انتخاب مهمانها کمک میگیرند. اگر اینطور باشد باید گفت که تیم کارشناسی آنها به اندازه کافی قوی نیست. این برنامه برای رفع ایرادهایش نیاز به کارشناسانی حرفهای دارد که درباره موضوع مورد بحث تسلط کافی داشته باشد. در غیر این صورت این وضع ادامه پیدا میکند و برنامهها یک خط در میان اعتراض مخاطبان را برمی انگیزد.
نحوه انتخاب سوژهها در این برنامه معمولا روند مشخصی به خود گرفته است. در بعضی از قسمتها مهمان هایی میآیند و سرگذشتشان را تعریف میکنند. برنامه معمولا دنبال این است که سرگذشتهای نادر را مطرح کند. اگر این سرگذشتها ویژگی عبرت آموزی یا فرهنگسازی داشته باشد, خوب است؛ اما اگر مثل برنامه اول امسال بخواهد فرهنگسازی نادرست انجام دهد، قابل دفاع نیست.
منتقدان برنامه امسال حتی کاریکارتورهایی از مجری آن کشیدند که علیخانی را در حال درآوردن گریه مهمانان برنامه نشان میداد و خودش هم با آنها گریه میکرد. به نظرم این برداشت اغراق آمیز است. شاید اینجورآدمها بیشتر در دسترس هستند چون از دیده شدن در تلویزیون و مطرح کردن مشکلاتشان ابایی ندارند. نمیدانم مهمانهای برنامه از روی فراخوان انتخاب میشوند یا روش دیگری برای انتخاب آنها استفاده میشود.اما انتخاب بعضی سوژهها نشان از آماتور بودن مجری دارد و جای خالی یک تیم کارشناسی قدرتمند را در کنار این برنامه میشود دید. در مورد مسائل مالی هم حقیقت این است که به هر حال مثل هر برنامه دیگری سازندگان آن قصد دارند در کنار برنامه سازی درآمد کسب کنند؛ اما اگر کسب درآمد در چنین برنامهای بر محتوای آن غالب شود، اسمش میشود کاسبی و دیگر احساس خوبی به بیننده منتقل نمیشود.
نقدهایی به اجرا و برنامه ماه عسل وارد است. من موافق هستم که یک مجری بتواند برند شود. ولی برای برند شدن، علیخانی باید بیشتر از این حرفها روی خودش کار کند. او هنوز در مجریگری آنقدر حرفهای نیست که بتواند اپرا شود. برنامه ماه عسل هرچقدر میخواهد خوب تر باشد به همان اندازه به یک تیم کارشناسی بهتر از حوزه روانشناسی, جامعه شناسی و مباحث دینی نیاز دارد. اگر هم الان تیمی به این عنوان با برنامه کار میکنند، مشخص است که تیم خوبی نیست. بعضی از مباحث صلاح نیست که در این برنامه مطرح شود و این را باید کارشناسان مشخص کنند.
خانمها امسال از منتقدان جدی ماه عسل بودند. قسمتی که مجری دربرنامه زنده برای یکی ازمهمانها خواستگاری تلفنی کرد و اصرار داشت که آن دختربه سرعت جواب بله بدهد، یک فرهنگسازی غلط بود. این کارمی توانست بدعتی باشد برای ترویج ازدواجهای نابسامان و بدون فکر.این یکی از همان مواردی است که نشان از ناشیگری مجری در مباحث کارشناسی دارد. شاید حتی قصدش تحقیر زنان هم نبوده وقتی اصرار داشت زودتر بله را بگیرد و گفت شوهر پیدا نمیشود. به خاطر ناشی بودن خواسته از اصطلاحات جالب استفاده کند که در جامعه زنان مفهوم خوبی ندارد.
ماه عسل برای خوب شدن هم باید از کارشناسان بهتری کمک بیرد و هم مجری برنامه باید خودش را تقویت کند تا یک مجری کارشناس باشد و برند شود. اما نقدهای غیرمنصفانه را هم کنار بگذاریم. ذات رسانه اینگونه است که بعضی وقتها باید عیب و نقصها را نشان بدهد چون بخشی از زندگی و مشکلات مردم است.
منبع: روزان